تبليغاتX
حافظ‌ خوانی

حافظ‌ خوانی

درود.‏

چنین است گیتی، پر آزار و درد                  از او تا توان گِرد بیشی مگرد
فزونیش، یک روز بگزایدت                          به بودن، زمانی نیفزایدت

وبلاگ‌های شاه‌نامه‌خوانی و حافظ‌خوانی، بر آن بودند که نمایه‌ای باشند برای کارکرد انجمن‌های شاه‌نامه‌خوانی و حافظ‌خوانی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد. دو انجمنی که با شور و اشتیاق دوست‌داران فردوسی و حافظ عزیز، سال‌هاست که بر پا هستند. نخستین نشست شاه‌نامه‌خوانی انجمن، درست در تاریخ 24 فروردین ماه 1383 برگزار گردید و یک سالی بعد یعنی سال 1384، انجمن حافظ‌خوانی بر پا شد. اکنون جلد چهارم شاه‌نامه را می‌خوانیم و در پادشاهی کی‌خسرو، داستان «کاموس کشانی» را پی می‌گیریم و از حافظ شکرشکن نیز تا کنون 212 غزل به ترتیب از آغاز دیوانش خوانده‌ایم و امیدواریم که باز هم بخوانیم: «اگر موافق تدبیر من شود تقدیر!»‏

کوشش شد با راه‌اندازی این دو وبلاگ؛ هم کارکرد انجمن‌ها بازتاب داده شود و هم شرحی از داستان‌های شاه‌نامه و غزل‌ها و مباحث نشست‌ها در اختیار دوست‌داران و دانش‌جویان اهل اینترنت قرار بگیرد و همه‌ی امید این بود که دوستان دیگر نیز در این باره یاری بفرمایند، امّا حالا بعد از یک و نیم سالی کوشش، باید پذیرفت که انگار هنوز برای یک فعّالیّت فن‌آورانه و روزآمد، آن گونه که باید آماده نشده‌ایم و باز باید صبر کنیم تا اندکی بیش‌تر حال و هوای سنّتی ذهنمان با آن چه در روزگارمان می‌گذرد، تطابق یابد. انگار هنوز – با این همه دگرگونی در زمینه‌های گوناگون زندگی – ترس از فن‌آوری‌های نو، وجود دارد و شاید در واقع باید گفت: هنوز خودمان را با وضع موجود نتوانسته‌ایم تطبیق دهیم.‏

از دست چرا هشت سرِ زلف تو حافظ؟!                  تقدیر چنین بود، چه کردی که نهشتی؟!

و از سوی دیگر، صاحب این قلم، با وجود گرفتاری‌های ریز و  درشت، به راستی نمی‌توانست یک‌تنه، چندین وبلاگ را بگرداند، اگر چه کوشش بسیار کرد که بشود، امّا باید حقیقت را پذیرفت که نمی‌شود! یک دست و یک هندوانه گفته‌اند از قدیم! آن کس که فقط اندکی اهل وبلاگ‌نویسی باشد، می‌داند که گرداندن یک وب و آماده کردن مطالبش، آن هم اگر وسواس درست‌نویسی و رعایت آداب نوشتار و زبان را داشته باشی، چه مصیبتی است و حالا این مطلب را ضرب در چند وبلاگ بکنید تا ببینید چه در می‌آید! یکی – دو عزیز هم خواستند یاری برسانند که یا نتوانستند یا نشد. شاید روزی روزگاری دیگر، که می‌شود چند روز دیگر باشد یا چند سال، آن گونه که باید و شاید و آن گونه که پسند اهل ذوق و ادب باشد، به سر وقت این وبلاگ‌ها بازگشتیم. تا چه پیش آید!‏

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز                   چه توان کرد که سعی من و دل، باطل بود!

امّا:
همانند گذشته، نشست‌های حافظ خوانی و شاه‌نامه‌خوانی هر هفته در خانه‌ی هنرمندان شهرکرد، واقع در خیابان فردوسی، نرسیده به چهارراه برق، از ساعت 5 تا 7 عصر برگزار می‌شود و حضور برای همگان در این نشست‌ها آزاد است. چشم به راه مهربانی‌های فرهنگ‌پرور شماییم.‏
بدرود.‏
‏‏

+ نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت   توسط   |